تو خندههای شادی، شادیهای نابی، که در تاریکی شب، روشن میکنند، چراغهای امید را. ذوق رنگینکمان، که پس از هر باران، به زمین هدیه میدهد رنگهای زندگی را.
باد زوزه می کشید، دخترکِ برگ دست از شاخه رها می کرد، مرغ دل برگ خاطرات را به منقار داشت ، غنچه ی انتظار، به بار نشست ، فرشته ی مهر ، بال زنان از راه رسید و مژده ی تولد تو را فریاد کشید، ای رنگین کمان امید !...