متن حجت اله حبیبی
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات حجت اله حبیبی
تو نباشی
جانم تنهاست
عشق بی معناست
و چشمم موّاج ترین دریاست
آی مردم
زمین مال شما
آسمان مال من
یکی برای ماندن
یکی برای رسیدن
عاشقان آسمانی اند
چون خورشید
که به عشق تو طلوع می کند هر روز
ما
نیامدیم
آورد
تا بفهمیم
کوچکی خود
و
بزرگی او
قرار نبود بمانیم
و گرنه
با گریه نمی آمدیم
برای باریدن عجله نکن
وقتی رفت !
می فهمی.
باش
تا
دل نسپارم به نگاهی ،
که کوه صبرم را فرو ریزد ، و خانه ی ترسم را بلرزاند
بهار
بی تو
زندگی ندارد ،
ای بهار زندگی.
چشم شهر
شور نیست ،
با گذر تو شور می شود.
تو
جاذبه ی عشقی
و
دلم
به سوی تو می گردد،
در تمام لحظات.
نگاهت را
آرزو دارم
همچو پروانه ای
که
پر می گشاید
به شوقِ ستاره های اشک
و باران اجابت
تا
کیمیای عشق ،
مس وجودش را طلایی کند.
عشق،
آغاز نیست
یایان است ،
پایان
با تو
بودن
عشق ،
کیمیاست ،
به هرکه بر خورد ،
شیفته اش می شوند
چون تو
عشق ،
حرف،
کلمه ،
نیست
تمام هستی من
از ازل
تا ابد
است.
عشق
رؤیاست،
که
با تو
حقیقت می یابد .
نور باش ،
حتی دور،
همه ،
به سویت
قد می کشند.
من و غزل که گریه می کنیم
شیشه ها ، پر از غبار خاطره است...
گاهی
آهی
نگاهت را
به نگاهی عوض می کند...
خدا حافظ ،
ای که رفته ای !
ولی نرفته ای
از دلم برون...
قصد من ، دیدن لبخند تو بود
که سحر بر لب دریا
به اُفق خیره شدم .
کاش ،
بیرون شوی
از قاب،
دلگیرم.
حجت اله حبیبی
دل مبند،
شادی !
به دل بسته نمی رسد .
حجت اله حبیبی...
گاهی ،
درون آه ،
یاد خودم
می اُفتم.
حجت اله حبیبی
ای عشق !
دَمی
بگذر
از این کوچه ی ما !؟
حجت اله حبیبی
برای من که هیچ،
برای خودت ،
دلت تنگ نمی شود ؟!
حجت اله حبیبی