متن عطیه چک نژادیان
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات عطیه چک نژادیان
می توان زیبا زیست…
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم.
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!
لحظه ها میگذرند
گرم باشیم پر از فکر و امید…
عشق باشیم و سراسر خورشید…
عطیه چک نژادیان
اگر کسی گره ای دارد
و تو راهش رامیدونی سکوت نکن!
اگر دستت به جایی می رسه کاری کن
معجزه ی زندگی دیگران باش..
بی شک فرد دیگری معجزه زندگی تو خواهد بود عطیه چک نژادیان
حالا که آمده ای ، چترت را ببند
در ایوان این خانه جز مهربانی نمی بارد . . .
عطیه چک نژادیان
مهربانی تزئین لحظه هاست
عطیه چک نژادیان
در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند همیشه سبزند
و آنان که محبتها و دوستیها را بر قلبشان برافراشتند همیشه به یاد می مانند عطیه چک نژادیان
بهار را ببین
چگونه از خود می تکانَد برگ های فرسوده را
تو هم جوانه ای بزن
سبز شو
عطیه چک نژادیان
به گمانم اینجا پشت هیچستان است
جسارت اجرایى کردن ایده هایت را داشته باش
و گرنه همیشه جهان پر بوده از
ترسو هاى خوش فکر
در عجبم از سیب خوردنمان...
که از آن فقط چوبی باقی می ماند... مگر این همه چوبی که خوردیم از یک سیب شروع نشد!!!؟؟؟
متن:عطیه چک نژادیان
روزها میگذرند
و من هر روز...
دنیا را بیشتر میشناسم،
عاقل تر می شوم
و محتاط تر... نمیدانم
شاید فقط ترسوتر میشوم... اما این را میدانم که...
دیگر کمتر رویا میبافم،
دیرتر آدمها را باور میکنم،
کمتر از زشتیها تعجب میکنم،
و
بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم.
روزها میگذرند
و...