مهم نیست تا کجا فرار کنی. فاصله هیچ چیز را حل نمیکند. وقتی توفان تمام شد، یادت نمیآید چگونه از آن گذشتی، چطور جان به در بردی. حتّی در حقیقت مطمئن نیستی توفان واقعاً تمام شده باشد. امّا یک چیز مسلّم است. وقتی از توفان بیرون آمدی دیگر همان آدمی...
گره کور شنیدی ؟ دل من با دل تو فاصله دور شنیدی ؟ تن من از تن تو
-سلام ای شب معصوم . میان پنجره و دیدن ؛ همیشه فاصله ایست . چرا نگاه نکردم ؟!…
این همه فاصله را نمی توانم تحمل کنم خوبِ من طاقتم کم است کم تحملم دارم اتمام حجت میکنم باید دستم را که دراز میکنم برسد به گونه ی زبر مردانه ات بازوی گرمت یا یقه ی پیراهنت بیش از این فاصله را تاب نمی آورم من کم تحملم