بخند که صدای خنده هات عاشقم میکنه دوباره صدام کن که با صدات عاشق اسمم میشم دوباره بخند و با خنده اسممو صدا کن، صدام کن سیرم کن از خنده هات که سیری ناپذیرم بخند که عاشق خنده هاتم بخند وُ عاشق ترم کن که عاشق این عاشق شدنم دستمو...
دستانت ذات شعرند در فرم و معنا، بی دستانت نه شعر بود نه نثر نه چیزی که به آن ادبیات میگویند