متن هوگر رنجدر
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات هوگر رنجدر
همیشه در پی رضایت تو بودم
تا حدی که خودم از خودم ناراضی شدم!
راستی تو بگو،
آن آتشی که درون سینهام افروختی،
گر من نباشم،
چه کسی میتواند تحملش کند؟!
از خودم میپرسم،
چرا اینقدر دلبسته و وابستهی تو هستم؟!
چرا هر شب در خواب و رویاهایم پیدا میشوی؟!
حیران و وامانده میشوم،
در دشواری یافتن پاسخ این سوالها،
که روزی صد بار از خودم میپرسم...
حیران و وامانده شدهام،
در عشق تو و
نمیدانم چه وقت،
با دست خودم،...
آن صبحیکه گیسوانت را شانه کردم
زیباترین روز عمر من بود
روزی که گیسوانت به زیبایی امواج دریا
بر شانهایت پخش شده بودند
و روح مرا پر از نسیم دلنواز دریای عشقت کرد...
...
صبحگاهانی بود
پر از عشق و مهر و محبت
که تا زمانی زنده باشم
در یاد...