آن صبحی که گیسوانت را شانه...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

آن صبحی‌که گیسوانت را شانه کردم
زیباترین روز عمر من بود
روزی که گیسوانت به زیبایی امواج دریا
بر شانه‌ایت پخش شده بودند
و روح مرا پر از نسیم دلنواز دریای عشقت کرد...
...
صبحگاهانی بود
پر از عشق و مهر و محبت
که تا زمانی زنده باشم
در یاد و خیال باقی خواهد ماند
حتا بعد از مرگم نیز
نام و نشان آن را ورد زبان بازماندگانم خواهد بود...
...
چه صبحی بود، آن صبگاه!
صبحی در از شعر و زیبایی
مملو از شادی و خوشبختی
لبریز از عشق خدایی
صبحی بود پر از ستاره!
ستاره‌هایی در دل روز روشن...

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن