خاطرات سرزمین شمالی پا به پای...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن برشی از کتاب
- خاطرات سرزمین شمالی پا به پای...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
خاطرات سرزمین شمالی
پا به پای خاطرات قدیمی و رفته از یاد با آهنگ های نم خورده دوران کودکی، سوار بر بادکنک آرزوها شده ام .
روزهائی را ورق می زنم، درست پشت اتاق های تو در توئی که مشتی خاک روی طاقچه هایش خوابیده است ، خانه هائی که طی سالیانی نچندان دور شب و روزهای زیادی به اندازه یک عمر پشت شیطنت بچه های قد و نیم قد در شب نشینی های شب های زمستان همراه با بابا ننه ها یشان به تماشا می نشستند تصویر خاطرات چسبیده درگوش زمان را، که با همدستی ننه بزرگ و پدر بزرگ ها زیر کورسوی چراغ نفتی کشیده می شد پشت خنده های بی امان، مهمان شان شده بودند تا مرهمی باشد بر زخم های نشسته بر روزهای خاکستری، در این قرار
پر بود از گریه نداری ها و پسته شکستن بعضی آدم های دارا....
مهدی ابراهیم پور عزیزی " نجوا"
ZibaMatn.IR