100 متن کوتاه هوشنگ ابتهاج
۱۴۰۳ جدید 2025
کپشن هوشنگ ابتهاج
برای اینستاگرام و بیو واتساپ
نشسته ام به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد
تو از کدام راه می رسی؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی
و دیر شد ...
لینک متن
آه از غمی که تازه شود با غمی دگر جز همدلی نباشدمان مرهمی دگر...
لینک متن
بنگر چه آتشی
زِ تو بَر پاست در دلم...
لینک متن
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ایام دل آدمیان است
لینک متن
گوش ڪن
با لب خاموش
سخن می گویم
پاسخم گو
به نگاهی ڪه
زبان من و توست ...!
لینک متن
نگاهت می کنم، خاموش
و خاموشی زبان دارد...
زبانِ عاشقان، چشم است و چشم،
از دل نشان دارد...
.
لینک متن
این همه راه آمدی آری بنشین خسته ای و حق داری/ نفسی تازه کن نمی دانم چند مانده است از شب دشوار/ تا رسیدن هنوز باید رفت، کار سخت است و راه ناهموار
لینک متن
چو شب به راه تو ماندم که ماه من باشی
لینک متن
من نخواهم ایستاد
رو به رویِ تو
جز برایِ بوسه دادن!
️️️
لینک متن
نشسته ام به پنجره نگاه میکنم
دریچه آه میکشد...
تو از کدام راه میرسی ؟
خیال دیدنت چه دلپذیر بود...
جوانی ام در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد ...
هوشنگ ابتهاج
ارسال شده توسط د_م _ ف
لینک متن
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبانِ عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
لینک متن
مرغ شب خوان که با دلم می خواند
رفت و این آشیانه خالی ماند
لینک متن
تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و گفتم؛
که این فرشته برای من از بهشت رسیده
لینک متن
چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست
لینک متن
هوای آمدنت دیشبم به سر میزد
نیامدی که ببینی دلم چه پر میزد
لینک متن
آن تیغ کجا بود که ناگه رگ جان زد..؟
لینک متن
شنیده ام که درخت از درخت باخبر است
و من گمان دارم
که سنگ هم از سنگ
و ذره ذره عالم که عاشقانِ همند
مگر دلِ تو که بیگانه است با دلِ من.
لینک متن
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
زنده باش
لینک متن
مردن عاشق ،نمی میراندش
در چراغی تازه می گیراندش
لینک متن
بهار من بُوَد آنگه که یار می آید
لینک متن
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
لینک متن
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
لینک متن
بنگر چه آتشی ز تو برپاست در دلم
لینک متن
بهار آمد بیا تا داد عمر رفته بستانیم
لینک متن
به آرزو نرسیدیم و دیر دانستیم
که راه دورتر از عمرِ آرزومندست
لینک متن
اما چه باید گفت
از انسان نمایانی که ننگ نام انسانند
لینک متن
عاشق آن نیست که هر دم طلب یار کند
عاشق آن است که دل را حرم یار کند
لینک متن
آمدمت که بنگرم گریه نمی دهد امان
لینک متن
خیال دیدنت چه دلپذیربود...
جوانی ام در این امید پیر شد!
نیامدی و دیر شد...
لینک متن
بسترم صدف خالی یک تنهاییست
و تو چون مروارید گردنْآویزِ کسانِ دگری
لینک متن
قصه ها هست ولی
طاقت ابرازم نیست...!
لینک متن
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست ...
لینک متن
دل ز غم های گلوگیر گره در گره است..
لینک متن
خودم را بی تو دلخوش می کنم جانا به هر نوعی
گَهی با اشکِ جانفرسا،گَهی لبخند مصنوعی...
لینک متن
عشق شادی ست
عشق آزادی ست
عشق آغاز آدمیزادی ست
لینک متن
آنکه مسٖت آمد و
دستی به دلِ ما زد و رفت
خواست تنهایی ما
را به رخ ما بکشد!
لینک متن
چه مغرورم ،
ولی آنقدر زنجیرم به احساسم
که تا رد می شوی کج می کنم
سمت تو راهم را...
لینک متن
درد بی عشقی ما
دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما
به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
لینک متن
گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز
با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم
لینک متن
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست
لینک متن
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
لینک متن
خون میرود نهفته از این زخم اندرون
ماندم خموش و آه که فریاد داشت درد...
لینک متن
آهوان، گم شدند در شب ِ دشت
آه از آن رفتگان ِ بی برگشت
لینک متن
در ساغر تو چیست که با جرعه نخست ،
هشیار و مست را همه مدهوش می کنی؟
لینک متن
همچنان شوقِ وصالت زنده می دارد مرا
لینک متن
در دلم آهسته می گرید کسی...
لینک متن
گر تن به آتش می دهی؛ چون شعله می رقصانمت
لینک متن
دانی که آرزوی توست
تنها در دلم ️
لینک متن
از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم
لینک متن
تو را ز خویش جدا می کنند درد اینجاست ...
لینک متن
آه از آن رفتگانِ بی برگشت ...
لینک متن
مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
لینک متن
من نمی دانستم معنی هرگز را
تو چرا باز نگشتی دیگر
لینک متن
از روی تو دل کندن ام آموخت زمانه ...
لینک متن
آسایشی که هست مرا، در کنار توست ...
لینک متن
خوشا به بخت بلندم که در کنار منی
لینک متن
که من بر دُرجِ دل مُهری، به جز مِهرِ تو ننهادم..
لینک متن
بگذشتی و ز خرمن دل شعله سرکشید
لینک متن
در دل بینوای من
عشق تو چنگ می زند
شوق، به اوج می رسد
صبر فرود می کند ...
️️️
لینک متن
چه مبارک است این غم که تو در دلم نهادی!
به غمت که هرگز این غم ندهم به هیچ شادی
لینک متن
خوش آن زمان
که سرم در پناهِ بال تو بود...
️️️
لینک متن
بوسه باوسوسه ے...️
وصڸ دلارام خوش است ...!!!
لینک متن
هنوز عشقِ تو
امید بخشِ جانِ من است ...
لینک متن
خیال دیدنت چه دلپذیر بود،
جوانی ام در این امید پیر شد،
نیامدی و دیر شد.....
لینک متن
هوا بد است
تو با کدام باد می روی؟
چه ابر تیره ای گرفته سینه ی تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم؛
دل تو وا نمی شود.
لینک متن
هوشنگ ابتهاج :
حافظ اگر زنده بود شجریان را غرق در بوسه می کرد...
حافظ بوسه بارانش کن
.
.
او تنها یک خواننده نبود! صدای یک ملت بود..
مرغ سحر پر کشید...
لینک متن
دلم گرفته خدا را تو دلگشایی کن
من آمدم به امیدت، تو هم خدایی کن
لینک متن
بُوَد که بار دگر بشنوم صدای تو را؟
ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را؟
لینک متن
خودم را بی تو دلخوش
می کنم جانا به هر نُوعی
گَهی با اشکِ جان فرسا
گهی لبخند مصنوعی .
- هوشنگ ابتهاج
ارسال شده توسط naranj
لینک متن
روا مدار
که پیوسته دل شکسته بوَد ..
\هوشنگ ابتهاج\
ارسال شده توسط naranj
لینک متن
مرا ز عشق تو این بس که در وفای تو میرم
لینک متن
روزگاریست که هم صحبت من تنهاییست ...
لینک متن
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمی شود
لینک متن
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
لینک متن
سلام بر تو که
روی تو روشنایی ماست
لینک متن
سایه صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوز /
ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست...
هوشنگ ابتهاج
ارسال شده توسط شعر بیگانه
لینک متن
در این سرای بی کسی، کسی بع در نمی زند
به دشت پر ملال ما، پرنده پر نمی زند
عزیزِ بی وفا بیا، غمت امان نمی دهد
به جان دفترم دگر، قلم شرر نمی زند:)
به یاد استاد ابتهاج
ارسال شده توسط تبسم سلمانی
لینک متن
تا من بودم نیامدی، افسوس!
وانگه که تو آمدی، نبودم من
لینک متن
گر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست....
ارسال شده توسط pouriagh1
لینک متن
خوشا آنانکه با «سایه» همسایه شدند...
(بیاد مرحوم هوشنگ ابتهاج)
بهزاد غدیری/ شاعر کاشانی
ارسال شده توسط بهزاد غدیری (شاعر کاشانی)
لینک متن
می بینم آن شکفتن شادی را
پرواز بلند آدمیزادی را
آن جشن بزرگ روز آزادی را
کیوان خندان به سایه میگوید
دیدی به تو میگفتم
آری تو همیشه راست میگفتی
می بینم می بینم
لینک متن
من خدا را هر لحظه میبینم
در تمام رخِ صورت تو
آروین شاه حسینی
ارسال شده توسط اشعار آروین شاه حسینی
لینک متن
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود
هواگرفته ی عشق از پی هوس نرود
لینک متن
سر زلف تو کو ؟ مشک ترم کو ؟
لب نوشت ، شراب و شکرم کو ؟
کجا شد ناز اندامت ؟ کجا شد ؟
دریغا ، شاخه ی نیلوفرم کو ؟
ارسال شده توسط علیرضا عباسی
لینک متن
نتوانستم
که بگویم
دلم اینجا مانده است ....
من پی گمشده ام آمده ام ..
ارغوانم را می خواهم...
اه در خانه خود بیگانه ام !
آن سوی پنجره
وای، ارغوان داشت
نگاهم می کرد 🥀 .
ارسال شده توسط mohamadmj313
لینک متن
آری آن روز چو میرفت کسی !
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم معنی هرگز را
تو چرا بازنگشتی دیگر ؟.... 🥀
ارسال شده توسط mohamadmj313
لینک متن
نگاهت می ڪنم خاموش و خاموشی زبان دارد؛
زبانِ عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد..!
ارسال شده توسط جملات دم کشیده ...
لینک متن
ز عشقت بند بند این دل دیوانه می لرزد
خرابم می کنی اما خرابی با تو می ارزد
لینک متن
خیال دیدنت
چه دلپذیر بود
جوانیم در این امید پیر شد
نیامدی و دیر شد...
لینک متن
ز عشقت بندبند این دل دیوانه می لرزد..
خرابم می کنی اما خرابی با تو می ارزد..️
لینک متن
مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی
لینک متن
تو را می خواهم ای دیرینه دل خواه
لینک متن
هوشنگ ابتهاج :
آدم ها تا حد مردن
از خود خسته ات می کنند
ترکت نمی کنند
اما مجبورت میکنند ترکشان کنی
آنگاه تو میشوی بنده ی سر تا پا خطا کار..
لینک متن
خون می چکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم افشردن جان است
لینک متن
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته ، دردی گریهآلود
نمیدانم چه میخواهم بگویم ...
لینک متن
وقت است
که بنشینی
و
گیسو
بگشایی...
لینک متن
تا نیاراید گیسوی کبودش را به شقایقها
صبح فرخنده در آیینه نخواهد خندید ...
لینک متن
ای گل در آرزویت جان و جوانی ام رفت...
لینک متن
به جان آمد
دل از ناز نگاهت!️
لینک متن
ما قصه یِ دل جُز به بَر یار نبردیم
- هوشنگ ابتهاج
ارسال شده توسط naranj
لینک متن