قی کن ملات زخمی دیوار حاشا...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

قی کن مَلاتِ زخمی دیوارِ حاشا را
وقتی که رو کردند گُردان الفبا را

از استخوانِ لایِ زخمِ واژه بیزارم
وقتی نمی‌فهمد کسی اندوهِ معنا را

تاریخ، لُکنت دارد و ما لال‌ِ مادرزاد
باید عوض می‌کرد دنیا، متنِ انشا را

یک شب به آتش می‌کشم انبارِ باروتِ…
این شعرهایِ الکنِ غرقِ تمنا را

در انجمادِ مغزهایِ بسته‌بندی‌ مان
گُم کرده‌ام جغرافیایِ گرمِ رویا را

سَر می‌کشم از دفترِ قانونِ جنگل‌ها
حقِ تقدم‌هایِ کفتارِ شکیبا را

وقتی مترسک، پاسبانِ مزرعه باشد
باید پرستش کرد حکمِ داسِ بُرّا را

تقویم‌ها را مُثله کن امروز «دیروز» است
تکرار کن در گوشِ کَرها، نامِ فردا را

بگذار تا فواره‌هایِ خونِ ما باشند
تنها دلیلِ سرنگونی، قدِ رعنا را

در جیب‌هایِ پاره‌ی ما دست می‌بردند
آنان که دزدیدند دستِ چوبیِ پا را

سلّول‌هایم زیرِ یک رگبارِ ، بی‌وقفه
حل می‌کند ته مانده ی سطحِ معما را

در من کسی از ترسِ آینده کُما رفته
تا حس کنم بیهودگیِ صبحِ سرما را

می‌آید و باید برایش قصه‌ای باهم
از عشق‌هایی که نکردیم و نشد، ما را

باید برایش از خدایی مهربان‌تر گفت
تا خط زند از دفترش تبعیدِ حوا را

او وارثِ یک دردِ موروثی‌ست، یک زنجیر
هی وصل کرده نسلِ ماقبلِ مسیحا را

در کوچه‌ها پیچید بوی تند بدنامی
وقتی به دار آویختی معشوق رسوا را

آن‌قدر توتون شعله ی مشروطه را بلعید
تا انتحاری کرده باشی متن فتوا را

با من چه کردی که پس از تو کل تاریخم
گُم کرده در تقویم خود روز مبادا را

پایان تلخ قصه‌ها را دوست‌تر دارم
وقتی که امضا می‌کند حکم تماشا را

دکتر سید هادی محمدی
ZibaMatn.IR
دکتر سید هادی محمدی
ارسال شده توسط
ارسال متن