متن غزل نئوکلاسیک
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات غزل نئوکلاسیک
قی کن مَلاتِ زخمی دیوارِ حاشا را
وقتی که رو کردند گُردان الفبا را
از استخوانِ لایِ زخمِ واژه بیزارم
وقتی نمیفهمد کسی اندوهِ معنا را
تاریخ، لُکنت دارد و ما لالِ مادرزاد
باید عوض میکرد دنیا، متنِ انشا را
یک شب به آتش میکشم انبارِ باروتِ…
این شعرهایِ الکنِ...
به خطِّ ساده ی باران به نام خاک و خدا
و شب به شانه کشیدی سپاهِ عشق و نوا
گلولهها که شکفتند بر اسارتِ دشت
تو مُهر روشنی انداختی به متنِ هوا
چقدر دردِ شقایق به چشمها پاشید
که خون به رنگِ غروب آرمید بی فردا
به غربتِ شطِ اروند،...
(فصل زباله)
در قابِ سردِ پنجره، شهری تفاله است
این قصه، غصه ی غمِ پنجاه ساله است
هر برگِ زرد، رزقِ کلاغی گرسنه شد
جنگل، هجومِ ارّه و فصلِ زباله است
در جیبهای خالیِ این دردِ بیچراغ
خورشید، نقشه ی تهِ بشقاب خاله است
فنجانِ قهوه در کفِ کافه کلافه...