در آرزویِ آن دَم که رخسارِ تو بینم، از شوقِ وصالت، غزلخوان و بِه از اینم تو چون شکوفهٔ نوبهارانی، یار عزیزم که عطرِ حضورت، میکند مست و غمینم. به هر سو که مینگرم، رویِ تو پیداست، گویی که جهان، در نگاهِ تو زیباست.
عکس نوشته در آرزوی آن دم که رخسار...
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.