یه نفر تیر میزنه به خودش...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
یه نفر تیر میزنه به خودش
وقتی از فکر های من خستس
یه نفر که همیشه تو سرمه
هرچی در دورشه به روش بستس
توی مغزم یه آدم تنهاست
انفرادیه چند صد ساله
کار اون حمل و نقل فکرامه
مثل سیزیفه بس که حماله
روی سرمای سگ کش سر من
ردپای یه عاشق کُرده
میبره بارو چون هنوز زندس
میبره بارو چون که اون مرده
سر من مصره و یکی بردس
میبره تخت های خالی رو
جابجا میکنه شب و روزا
شاه های بد خیالی رو
تو سر من یه مرد افغانه
توی فرغون میریزه رویامو
واس اینکه حقوقشو نخورم
داره بازم میبوسه دستامو
یه زنه تو سرم که لاغره و
علت ظلممو نمیدونه
فکرامو توی گونیای برنج
میبره سمت آشپزخونه
یه نفر تیر میزنه به خودش
کولبر یا زنه؟یا اون مردست
نکنه این صدای سیزیفه؟
شایدم این صدا از اون بردست
همشون تیر میزنن اما
نمیدونن که آدم آهنین
نمیدونن نمیمیرن چونکه
از تو دنیای من نرفتنین
سر من شهر برده داریه و
خود من برده دار بیرحمم
علت ظلممو نمیدونم
هرچی که میگمو نمیفهمم