از تبار ستون های فروپاشیده ام...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

از تبار ستون‌های فروپاشیده‌ام
وعشق با تیشه‌ای آتشین،
هنوز بر جانم می‌تراشد
در من ویرانه‌ای‌ست
که کوه را خواب می‌بیند
و هر ضربه
فقط پژواک زخمی کهن‌تر می‌شود
در باد سرد پاییز
سایه‌ام را گم کرده‌ام
چون خطی از دود بر پیشانی زمان..
امید
پرنده‌ای‌ست بی‌لانه در مشت شب خفه شده
و فردا
دری‌ست که به هیچ سپیده‌ای نمی رسد
واز رگ‌های تاریکی
عشق آهسته و بی رحم می‌چکد
و در آخرین قطره..

ZibaMatn.IR
hazara
ارسال شده توسط
ارسال متن