شب میان گیسوانت خانه ای ویران...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

شب میانِ گیسوانت خانه‌ای ویران شده
ماه در چشمانِ مستت آیه و ایمان شده
بویِ گندم‌زار می‌آید زِ دشتِ پیرهن
خوشه‌هایِ سرخِ لب‌هایت مگر پنهان شده؟
از تماشایِ تو گل‌هایِ انارِ باغِ دل
غرقِ در دریایِ شورانگیزِ این توفان شده
شانه بر زلفت زدی، آشوبِ عالم اوج گرفت
عطرِ شب‌بو در صفِ گیسویِ تو مهمان شده
چون خلیلی در دلِ آتش قدم بنهاده‌ام
عشق در جانِ منِ دیوانه، بس عرفان شده
تیرِ مژگانت میانِ سینه‌ام جا خوش نمود
دل به پایِ این کمان‌ابرو دگر قربان شده
آبرویِ رفته‌ام را پیشِ پا افکنده‌ام
رهروِ این کوچه در سودایِ تو حیران شده
چشمِ مستت ساقیا! پیمانه را پر کرده است
جرعه‌ای از آن بنوشم، مستِ این میدان شده
سایه‌سارِ سروِ قامت، تکیه‌گاهِ خستگی‌ست
با وجودِ تو همه فصلم خوش و باران شده
ای طلوعِ بی‌غروبِ لحظه‌هایِ انتظار
بی تو این تقویمِ من در دوری‌ات زندان شده

مهدی غلامعلی شاهی
ZibaMatn.IR
مهدی غلامعلیشاهی
ارسال شده توسط
ارسال متن