جوانی را دیدم که به هنگامهی مرگ فریاد بر میآورد که انتقامش را بستانیم میگفت اگر روزی انتقام مرا گرفتید ریشهی ظلم و ستم را از بیخ و بن کندهاید مادرش دستی بر سرش کشید و گفت ای عزیزم! بیشک تو یاران بیشماری داری که انتقامت را بستانند...
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.