زمانی در این خانه خنده به...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای

زمانی در این خانه، خنده به پا بود
دلخوشی در دل ما، پیدا بود
هوای شب‌ها، آرام و دلنشین
دل ها از غم و غصه، رها بود
****
نه ابری آمد و نه رعدی شنیدیم
به ناگه طوفان بلا را به چشم دیدیم
درخت کهنسالِ زندگی را، ناباورانه
میانِ گل و لای سیل خروشان دیدیم
****
پرنده های بال و پرِ خیس و خسته
میانِ غم و اضطراب با دلی شکسته
فریادِ دلگیر جوجه های بی پناه
نکرد ابر را پشیمان،از بارش پیوسته
****
باران به ناله‌ های ما، اعتنا نکرد
آن سیلِ بی‌رحم، ما را رها نکرد
برباد داد امید و آرزویم را
دریا هم به بیقراری شن‌ها، وفا نکرد
****
ببین این منِ خسته را،زار و دلتنگ
مانده ام تنها،در دنیای هزار رنگ
رنج کشیده ی نابرده گنجِ این سرای تنگ
دورم از ساحل آرام،هزاران فرسنگ
****
گرچه بارش باران، رسم روزگار است
ولی غصه بر جانِ خانه،ماندگار است
هنوزم نگاه حزنم، به آن آوارهاست
همان‌جا که یادِ لیلی، یادگار است
****
قدکشیدند جوجه ها،درکنجِ ویرانه
حسرت اما نرفت، از دل این خانه
هنوزم منِ خسته، با حسرتی تلخ
مستم از میِ لیلی،پیمانهِ پیمانه

مهدی رحیمی
ZibaMatn.IR
مهدی رحیمی
ارسال شده توسط
ارسال متن