به پای هم پیر شدیم من و خیال تو...!
ماییم و دست و دامن معصوم ِ مرتضی ... مبارک️
آن قَدَر بیخودی از بویِ تو دارم ، که مپرس..
سهم ما از عشق هم شد قسمت زجر آورش...
در انتقام و عشق زن وحشی تر از مرد است
عشوه ای از لبِ شیرین تو دل خواست، به جان ...
با من به زبانی و به دل با دگرانی
شیشهٔ صبرِ مرا سنگِ غمت زود شکست...
زان عزیز است مرا جان که تو هم در جانی
اهل دردی که زبان دلِ من داند، نیست!
عید نمی دهد فَرح بی نظر هلال تو عجل لولیک الفرج
بُریدم از جهان بهر تو و با تو نپیوستم...
آن ها که دوست شان داشتیم رفته اند و اندوه بی صداست..
جز ما کسی به بی کسی ما نمی رسد
زندانم عشق باشد و بندم کمند دوست
. تو لج کردی دلم فهمید که عمرِ عشق کوتاهه
کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست...
بیا سر در گریبان هم از دنیا بیاساییم ..
رشک نگذارد که از دل بر زبان آرم ترا... اصفهانی
مطلب نایابِ خویشم بس که جویای توام..
آرام تر ببر دل ما را شکستنی ست...
شاد گردان دلِ زارم، به نگاهی، گاهی
تولدت مبارک عشق زیبای مرداد ماهی من...
ماهو که داشته باشی دیگه دنبال ستاره ها نیستی