هر چیز هوای تو خدای تو همان است... لاهیجی
چون به لبش مى رسى ...! جان بده و .... دم مزن ...!!! _بسطامی
مرا درد تو در پهلو ، تو را بیگانه در پهلو... دهلوی
یک دوست به زیرِ آسمان نیست...
صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت...
خوابم این است که از دیدنت از هوش رَوَم... کاشانی
از چرخ بی مذلت حاجت روا نگردد...
هلاکِ همچو منی در غم تو حیف نباشد؟
خواهم که ترا در بر ، بنشانم و بنشینم..
همیشه خانه خرابِ هوایِ خویشتنم...
بیا تا آنچه از دل می رسد بر دیده بنشانیم..
آن دم که با تو باشم محنت و غم سرآید...
کم مباد از خانه ی دل پای تو..
پای تا سر ،دردم اما زحمتِ کس نیستم...
کار، اساس زندگی کردن است.
صبرم حریف دوری طاقت گداز نیست... الله علیک یا اباعبدالله زیارتی️
بخت ما ساییده اند و سرمه دان پُر کرده اند...
با جمله برآمیزی و از ما بگریزی...
وچشمهایت شعرسیاه گویائیست ... منزوی
بیچاره آن اسیر که امّیدوار توست!
یا دوا کن ، یا بکُش یک بارگی..
می رسد خوابی که بیداری فراموشت شود
خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد
از دیدن رویت دل آیینه فرو ریخت...