گوشه ای کو که دل از گریه توان خالی کرد؟
کجا افتادی ای دُردانهٔ مقصود از دستم..؟
من تو را به اندازه ی ناکامی ام در داشتنت می خواهم.
من قهرمانِ بازیِ از دست دادنم...
همی جویم تو را هرجا کجایی ...؟
یک قدم هر کس که از همراهیِ دل ماند ،ماند...
می شکند روزه ی دل به تلنگری
ما دیر آمدیم یا زود؟ هر چه بود به موقع نبود
مَرو که گر بروی خون من به گردنِ توست
می برد عشق از زمین بر آسمان ارواح را...
دوستت دارم را با من بسیار بگو...
در عشق اگر بی جان شوی جان و جهانَت من بَسَم...
نگاه حسرتم ، حیران به رویت ...
جویای تو بودیم به هر سوی که رفتیم.. . قهفرخی
نسخه ی ما را دلی نامهربان پیچیده است...
صبرم ندیده ای که چه زورق شکسته ایست..
بر کشته ٔ نگاهِ تو، جای ترحم است...
عاشقی قسمت ما کرده فقط آهش را...
ای کاش عشق سر به سرِ ما نمی گذاشت...
که به آشوبِ جنون، عمرِ عزیزم بگذشت
یک جهان بر هم زدم وَز جمله بُگزیدم تو را...
ز گرمى هاىِ دل سردانه ات یخ بسته اعضایم...
دم مزن از عشق اگر ره می دهی بر دیده خواب...
چون شدی عاشق اگر درد پسندی مردی... کاشانی