متن تاسف
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات تاسف
*تاسف*
من به فکر پیرمردان و پیرزنانی هستم
که بعد از یک عمر زندگی
هنوز به درک کاملی از
زنده بودن خودشان نرسیدند
و در اواخر عمر خود
تازه در کوچه پس کوچه های شهر
دست گدایی به سوی مردم دراز میکنند.
زندگیم یه جوری شده، که مغزم به گوشه نشسته، داره به حال این بشر تاسف میخوره و کلا مقاومت میکنه، در برابر فهم اینکه این اتفاقا داره برای خود من میافته.
عمیقاً متاسفم برای همه ی آدمایی که
انسانیت را به شهوتشان فروخته اند...
کاش آوارگی، برهنگی، پریشانی و... را درمیان همه انسانها به مساوا تقسیم میکردند
تا همه ی مردم احساس سرخوردگی، درد، عشق، و.... را درمیان خودشان تشخیص داده و درک میکردند.
من از آینده ی این آدمیان میترسم...