متن داستان عاشقانه غم انگیز
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات داستان عاشقانه غم انگیز
1۸ دی ماه ۱۴۰۴
اسمش نسترن بود.... هر روز صبح که از کوچهی باریک نرسیده به میدون انقلاب رد میشدم بوی شیرینیِ تازه پخش میشد تا ته خیابون....اون مغازهی کوچیکی که ویترینش پر از لطیفه و نون خامهای بود شده بود عادت هرروزم...
نه فقط واسه مزهی شیرینیها واسه لبخندش......
زهرا شقانی(شوقانی)
گفته بودم بی تو ویران خاطرم آباد، نه
رفته عمرم در غم هجرت ولی بر باد نه
حسن عشقست این چنین یادش بخیر ای بی خبر
رفتهای از زندگانی ام ولی از یاد نه
شاکرم از دست تقدیر و قضا و روزگار
دلخوشم از دست اقبالم ولی کن شاد نه...
خبیر عاصی
متن تنهایی عمیق
شعر عاشقانه
متن یاس و ناامیدی
متن داستان عاشقانه غم انگیز
متن دلتنگی عاشقانه
متن هجران عشق
در حال بارگذاری...