جوانی ات را به پای کسی بریز که بوی ماندنش شهر را برداشته باشد.
مدتیست با خود به خلوت میروم گر نیایی تو دگر این خلوت من دائمیست.
ترجیح میدهم رمانی ناشناخته باشم تا حکایتی جالب و کوتاه در فصلی از کتاب زندگیت!!!
عاشق که باشی از همه چیز میترسی حتی از بخشندگی خداوند شاید کسی دلبرت را ارزو کند و خداوند مستجابش
از دلتنگی هایت از غزل عشق نافرجامت و از ظلمت دنیایت بدون او مرا باکی نیست فقط به وقت دیدنم کمی بخند که تنها اغوش لبخندت مرهمیست بر این دل رنجور