متن زیبا
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات متن زیبا
ابر از غرش و فریاد آسمان می گرید ،
دلش غمبار ،،،
گریه هایش بی امان و های هایش ،
پر زِ رگبار !
کاش زیرِ گنبدِ کبود
دو تا بود ، یکی نبود
اونی که بود من بودم و تو ،،،
و اون که نبود ،
تنها وهم و خیالِ
بی تو بودن بود !
کاش برسد
سیبِ کال و
نارسِ آغوشِ تو ،،، !
باران که می بارد ،
میروم جایی کنجِ
خلوتِ دل می نشینم ،،،
زیرِ سایه ی خیالت
دانه دانه ،
مرواریدِ اشکهایم را
به زنجیرِ عشقِ تو ،،،
می آویزم .
بوسه های کالم را
بر بالِ قاصدکها می نشانم ،
رها در باد ،،،
کنجِ لبهایِ تو ،،، می رسد
سیبِ کالِ بوسه هایم !
شبنم اشکِ چکیده از
بغضِ باران است بر
گلبرگهایِ خشکیده ی احساس !
به کرشمه ی نگاهی برده ای قرارِ ما را
تو مگر ندیده بودی دلِ بیقرارِ ما را ؟!
شعله می زند به جانم هر دم آن دو چشم شهلا
تو به چشمِ خود ندیدی حسرتِ اقاقیا را
دل آبستنِ غم است ،
نه سقط می شود و نه فارغ !
یک کشتی طوفانزده در ورطه گرداب،
من
بی تو
همانم..
نمی نوازی اگر،
به عتابی هم
از تو خرسندیم
اشکهایش را پاک کرد و گفت:
تو اما شبیه من نباش...
از هر چیزی که تو را
نسبت به خودت بیرحم میکند
دست بکش... لطفاً
_دنیاکیانی
آنجا که گمان کردی به تو حسادت میکنم،
من در فکر نظم تار عنکبوت گوشهی اتاقم بودم...
سلام بر زخم خوردگانی
که زخم نزدند،
مرهم شدند.
برای پناهندگی
لازم نیست جایی دور بروی،
همین نزدیکی است
.
.
.
خدا
یک دست....
بیا
دست دیگرم باش
تا
دنیا را بغل کنم.
خاطرم نیست
شبی،
چشم تو
در چشمه ی چشمم
نَبُوَد.
بر می گردی
یا
می گردی
در خاطرات شهر شلوغ ذهنم
تا مُردن.
جاده
نفسش برید
از بس
دنبال تو دوید.
من
عکاس خوبی نیستم
از دل
عکس می گیرم
نه از گِل .
تکّه تکّه های ابر را
بند می زنم
تا
دم بکشد
باران.
خیالت جمع
من
تو را
با هیچ کس
تقسیم نمی کنم...
دیوارها
کوتاه
شده اند
و
آرزوها
بزرگ
کودک احساس
از روی دیوار
حتّی
خیال هم
نمی تواند
بچیند.
کلاغ ها
هنوز هم
سیاه پوش
مرگ
هابیل اند.