متن شاعران زن
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات شاعران زن
تو را پراکنده
در عطر یاس های بنفش
به سرخی توت فرنگی های پر وسوسه
به وقت آخرین لبخند اقاقیا
می سپارم به افسون بهار
رگبار تندی زودگذر
تو نباشی
هوا از راه رفتن می ترسد
ماه
بی صدا چکمه هایش را
بر لبهی دیوار جا می گذارد
انگار نمی خواهد
دست کسی به تو برسد
تو نباشی
شب بوها پشت پنجره می میرند
وخیابان
در سکوتی کوتاه
میان سو سوی چراغها
به تو فکر می کند و...
و پیراهنت
در لباسی دیگر
از من عبور کرد
تا...
تنهایی ام ساکت تر شود
کیستی
که باتو
جهانم به دو نیمه می شود
و مرا
در هوایِ نارسِ پُرتقال
جا می گذارد
و سهمِ من
از آن همه شیرینی
طعم گَس
نیمه ی نارس است...
کاش
هیچ گاه عاشق نمی شدم
به خیابان نمی رفتم
زندگی را
در بساط دست فروشان نمی یافتم
و با آن زن کولی
در سطل های بزرگ زباله
تا کمر فرو نمی رفتم
و با انبانی از خاطره
به خانه برنمی گشتم
هنوز رفتار آب صمیمی است
و درخت در تابستان
بوسه هایش شیرین می شود
هنوز هم یک شاخه گل
زنبورها را خوشحال می کند
باید برمی گشتم
دلتنگی را از ملافه ها می تکاندم
و با دهانم
دستان کودکانم را گرم می کردم
ظهر
برگ های زرد و آزرده را
از آن پتوس زیبا
جدا کردم
و خودم را
از آنچه دوست می داشتم
بعدازظهر
این گل زعفران بود
که به تنهایی
از شادی سرشارم می کرد
و به این عصر دلتنگی
رنگ می داد
زخمی عمیق دارد،
درخت عمر من از
تبر تنهایی!
◇ [برگردان]
سِنُ قیل داره،
دارِ عمرِ مَ
اَ تَوَرِ تَنایی!
لیلا طیبی
برگرد و
منِ از دست رفته را
برگردان...