ای نسیمِ سحر، از کویِ تو پیغام آمد آتشِ سردِ دلم را نفسی رام آمد لبِ خاموشِ مرا نامِ تو گویا کردهست لحظهلحظه به دلم شوقِ تو الهام آمد هالهای از تبِ عشق است به دورِ رخِ تو هر چه دیدم همه از آینهات کام آمد ابر اگر گریه کند...
تو همان عطرگل یاس و نسیم سحری که اگر صبح نباشی نفسی در من نیست ️️️