پرنده که برگها را زیر رو می کند دلتنگ است با آسمانی که شکاف می خورد انگار، باز انار حیاط پدربزرگ شاخه شاخه تَرک خورده مگر چه رنگی ست این دلتنگی؟
گنجشکی که در باغچه ی خیالم اندوهاش را بر شال نارنجیام می تکاند دل پرتقالی ام را خونی می کرد