ارکیده متشخص است و اتو کشیده
بر سر سنگاش میبرند
شقایق خونین است و چروک
به پای خود به صحراست
نسترن خود را جوجه تیغی میپندارد
مریم مقاومت باکرگی میکند
شمشادها پابلندی میکنند بر سر دیوار حیات
داوودی هر پاییز میکلآنژ میشود به تراشیدن خویش
اکنون نوبت توست ای یاس...