مادر ای آخرین فرجود اهورا آخرین...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار علی پورزارع
- مادر ای آخرین فرجود اهورا آخرین...
«مادر»
ای آخرین فرجود اهورا،
آخرین شاهدختِ نور،
ای پریزادِ سپنتا،
یادآورِ باران،
شورِ پیدا و پنهان،
جلوهی سروش و سرور.
تو، ای پناه،
ای آرام؛
شاهکارِ آفرینش،
ای مهربانو،
ای مهربان؛
آغوشِ نگاهت،
لبریزِ آرامش.
ای آنکه
زیباییِ سپیدهدم از توست،
شوقِ روشنایی میجوشد از تو؛
ای درمانِ هیاهوی روح از تو،
سحرِ رنگینکمان از تو،
یادگارِ شکوهِ کهن.
قلبِ من،
وجودِ من،
لبخندِ من؛
قرارِ من،
بهارِ من،
نگارِ من.
ماهِ شبِ تارِ من،
روشناییِ مهتاب،
دلبریِ آفتاب.
آه، ای مادر،
چه ساده زیستی،
و چه غریبانه رفتی!
من ماندهام،
بیرمق،
بیجان؛
با زخمی که بر قلبم نشسته،
با قامتی که دیگر سرو نیست؛
خمیده،
شکسته؛
چگونه
بیتو
میتوان بود؟
حاشا،
حاشا؛
بیتو مگر
میتوان بود؟