کیستی آخر بگو من مات چشمانت...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- کیستی آخر بگو من مات چشمانت...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
کیستی آخر بگو من مات چشمانت شدم،
مثنوی در مثنوی مست و غزلخوانت شدم،
بی سر و سامان و بی نام و نشانم کرده ای،
یوسفم هستی، منم یعقوب کنعانت شدم
می نویسم یک غزل قافیه اش چشمان تو،
در میان واژه ها دلبسته خواهانت شدم
همچو مولانا که بر دیدار شمس اصرار داشت،
بی نشان از خود ولی هم یار و پیمانت شدم،،
رفته ای و بی نصیبم از جمال روی تو،،
بی مروت رحم فرما من به قربانت شدم،
می نویسم شاه بیت غزلم تقدیم تو،
در میان خوب رویان ماه پنهانت شدم
صدیقه جُر
ZibaMatn.IR