حکایت تا توانی دلی بدست...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 55 رای

حکایتِ " تا توانی دلی بدست آر "بودیم ما
خانِ دل که پهن شد،" نخورده سوختیم"
مصداق" آش خاله بودیم،بلکه " کشک" تر
هر چند" دیر" آمدیم،لیکن، " زود "سوختیم
مجالِ" پا پا کردن" نبود، " دست به سَر "رفتیم
هم " کباب" شدیم، هم از " ثواب"سوختیم
گفتند؛فلانی! دوره ی ضرب‌المثل ها گذشته
فریادها در سینه داشتیم، از سکوت سوختیم
خرده مگیر" زیره به کرمان بردن" هایم را
پاییز بود، با مهر آمدیم از بی مهری ها سوختیم

justfor5436
ZibaMatn.IR
ناگفته های یک دهه شصتی
ارسال شده توسط
ارسال متن