100 متن کوتاه عشق بی پایان ۱۴۰۵ جدید 2026
متن های کوتاه درباره عشق بی پایان
100 متن کوتاه عشق بی پایان ۱۴۰۵ جدید 2026
کپشن عشق بی پایان برای اینستاگرام و بیو واتساپ
دوست داشتن تو
بی اجازه زیباست
تو هم نخواهی
من باز دوستت دارم ؛
تو چشمهایت
افقِ بیپایانِ مناند
راهی برای گریز نیست
هر لحظه جهانم
به بودنِ تو گره خورده است
من،
در سایهی نگاهت
به تمامی فدا میشوم
و باز از نو
از تو آغاز میگردم
خوشبختی
داشتن کسی است
که بیشتر از خودش تو را بخواهد
و بیشتر از تو هیچ نخواهد.
و تو برایش تمام زندگی باشی
ای شور تو جانان ما
دلبسته چون باران ما
ما را به لطفت جان بده
گر جانی و جانان ما
به جهانی ندهم،
لحظه ی بوسیدن لبهای تو را.
در به در کوی تو شد،
عقل و دل و جان و تنم.
تکرار میشوم در تو؛
هر لحظه؛
نو به نو...
جان و دلم فدای تو.
ای که ز جان عزیزتری.
به گمانم جان دادن هم کم است...
در پی یک لحظه بوسیدن تو...
مثل چشمان سیاه تو، پیدا نشود
حتی به خــــواب...
زیبا ترین حادثه ی عمر منی تــــــــو...
جز تو هیچ حسی به هیچکس ندارد، دل من..
به من بگو چگونه به دنیا نگاه کنم
و چشم هایت را نبینم؟
وقتی که دنیا
زیر مجموعه ی چشم های توست.
به ذوق دیدن چشمان تو در خواب.
تمام شب بیدارم.
کامی بگیر از: سفرهی قلبم
حالا که دل، با تو پُر از: رویاست
حالا که واژه، واژهی احساس
از تو، پُر از: امواجِ خوبیهاست
🌿💕
خوشا به بختِ بلندم که در کنارِ منی
تو هم قرارِ منی هم تو بیقرارِ منی
نور چشمانم از رخ پر نور توست ماבر
سازَت صَلایِ سوز است؛
اِی عشقِ بی نهایت
من هم، اسیرِ غربت
در کوچه کوچه هایت.
به یاد پدرم🖤
عهد بستم که غیر از تو،
ز هر عالم و ادم بکنم دل.
آرزوهایم را هرس کرده ام.
جز بودن با تو دگر آرزویی ندارم.
چه کرده چشم تو با دل،
که جز تو کس نمیبیند.
عمریست که گرفتار نگاهی شده قلبم.
دلم به عشق تو زنده است،
به یاد تو و به هوای دیدن تو است،
دلم از پشت پنجره بی صبر وقرار است،
ساعت صبر دلم لحظه شمار است،،
فراوان دوستت دارم
اما عشق بی حد و مرز تو
آنقدر زیباست
که دوست داشتنت کافی نیست
دوست داشتن تو
جان می خواهد
بیا بمان که می خواهم
مشتاقانه برایت بمیرم
ای وجودت ذوق عشقی بی نهایت.
بی تو و عشق تو از دنیا گذشتم.
دوست داشتن تو،
پر تکرار ترین چیزیست که خسته کننده نیست.
هرگز نشوم سیر از آن چشم سیاهت.
سیراب شدن از چشم تو امکان پذیر نیست.
در خاطر ما، جز رخ زیبای تو..،
نقش دگری نیست.
غرب و شرق و شمال و جنوب را بیخیال.
قبله ی من جایست که چشمان تو نمایان میشوند.
بی تو..،
پایان حیات من چقدر نزدیک است.
تا ابد لذت دیدار تو اندر دل ماست.
نیست ما را، ز دنیا طلبی.
جز رخ دلربای او.
قصد جانم کرده اند چشمان او
جانم فدای چشم او.
کافیست..،
تو لب تر کنی تا جان بسپارم.
عطر حضورت تمام گل های باغ را مست می کند
خوشا به حالم که دائم الخمر توام .....
فــבاے عشق تو شـב جانمان، فــבا شـב.
مرا بیش از یک جان نیست בر تن،
کـہ آن هم بـہ فــבاے زلـف مشکینش.
هر ثانیـہ هر لحظه،
از فـکر تو لبریزم.
بر جهانم حکم رانے میکننـב، چشمان تــــــو...
لحظـے اے با فــڪر تو زیستن،
بیارزב ڪل בنــیـا را...
؏ـشــق...
شیرین ترین בاغیست ڪـہ پایان نـבارב.
چشم تو اگر مست شد، ای جانِ من
بختِ من و هستِ من است آنِ من
گر راه فرار نیست از این چشمِ تو
آغوش تو میشود همه سامانِ من
خشکیده بر لبانم
لبخند مهربانی
کز شوق خنده هایش
عمریست بی قرارم