بچه که بودم عروسکهایم همیشه بیدار بودند , زنبورها طلایی بودند و شب زیباترین و پولکدارترین روز جهان بود . حالا عروسکها خودشان را به خواب میزنند ، زنبورها میگزند و از تاریکی میترسم .
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.