چه کنم ز حال خویش که...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 1 رای

چه کنم ز حالِ خویش که شدم دوایِ خویش
تو شدی غزل، منم قافیهٔ به پایِ خویش
هرچه درد بوده در من، به خودم رسیده آخر
من طبیبِ زخمِ خویشم، شده‌ام بلایِ خویش
در غمت دویدم اما به تو امتداد نشد
دورِ خود نهادم و گم شدم در ردّ پایِ خویش
بیتِ بیتِ عمر من رفت و تو در سرِ سطر ماندی
من شدم حروفِ باطل، تو شدی سرایِ خویش
در پیِ نجاتم از من، به تو اشتباه کردم
تو شکوهٔ بی‌نیازی، من اسیرِ جایِ خویش
هرچه گفتم از تو باشد، همه‌اش حکایتِ من
من اگر سکوت کردم، تو بخوان روایِ خویش

گلسا میرعماد
ZibaMatn.IR
Golsa_Miremad
ارسال شده توسط
ارسال متن