چنان غمت به دل خسته ام...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 2 رای

چنان غمت به دلِ خسته‌ام قلم انداخت،
که نقشِ روح من از هر نظر، عدم انداخت.

نه عقل ماند مرا، نه قرار، نه آرامش،
نسیمِ یادِ تو جان را به پیچ‌وخم انداخت.

به شوقِ دیدنِ آن چشمِ روشنت، ای عشق،
هزار پنجره بر شامِ تیرِ غم انداخت.

جهان زِ شورِ تو سرمست شد، ولی منِ دل‌خون
درونِ جامِ خودم زهرِ بی‌قدم انداخت.

اگر به خواب گذر کنی، ای پری‌رخِ نازک،
دلم دوباره تَمیری به عالم انداخت…

علیرضا فاتح
ZibaMatn.IR
فاتح
ارسال شده توسط
متن اشعار فاتح
اشتراک‌گذاری
ارسال متن