روی لبه زیرسیگاری دراز کشیدم هنوز...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
4 امتیاز از 1 رای

روی لبهٔ زیرسیگاری دراز کشیدم.
هنوز کمی دود می‌کردم.
کسی نیامد خاموشم کند.
آدم‌ها رفته بودند.
من ماندم و خاطرهٔ دستی که مرا روشن کرد.
یادم هست محکم می‌گرفت.
با حرارت. همان حرارتی که حالا نیست.
حالا سیاه و سرد افتاده‌ام.
تنها.
شاید دیگر غمگین نیست که مرا رها کرده
شاید هم می داند برایش ضرر دارم
من ماندم و ته سیگارهای دیگر.
هیچکدام نه دود دارند، نه خاطره. فقط منتظرند جارو بیاید.

ZibaMatn.IR
دل نوشته های سردار
ارسال شده توسط
ارسال متن