متن سیگار
زیبا متن: مرجع متن های زیبا و جملات سیگار
نمیدانم
آتش از سیگار شروع شد
یا از دلتنگیای که سالها
در انبارِ سینهٔ زخمی ام
قاچاقی زندگی میکرد.
آخرین سیگارت را…
در خاکستری انداختی که پر از من بود.
حالا هر دود،
قصهی ناتمام ما را
سرفه میکند.
🚬
باید جایی باشد یا کسی
که اصرار کند، اطلاعیه بزند؛
خواهش میکنم، ملاحظه نکنید و سیگار بکشید!
روزی دختری با شوق مرا در آغوش گرفت
هنوز بوی عطر تنش یادم هست
همه چیز خوب بود
تا روزی که نمیدانم چرا گریه کرد
روزی که کسی انگار رفت
من از آن روز یادآور بدی بودم
رهایم کرد
حالا موندم توی انبار
پر از گرد و غبار
بدنبال بوی...
روی لبهٔ زیرسیگاری دراز کشیدم.
هنوز کمی دود میکردم.
کسی نیامد خاموشم کند.
آدمها رفته بودند.
من ماندم و خاطرهٔ دستی که مرا روشن کرد.
یادم هست محکم میگرفت.
با حرارت. همان حرارتی که حالا نیست.
حالا سیاه و سرد افتادهام.
تنها.
شاید دیگر غمگین نیست که مرا رها کرده...
خوب میدانم،
سیگار و عرق و عشق و شعر
رو به مرگ میکشاندم.
اما مطمئنم
اگر از آنها هم دست بکشم
یکباره خواهم مرد.
نیستی و این نبودنت
چونان تمام کردن سیگار است
در شب برفی سربازی
یا در گُلِ مستی
آخر تمنایی
و میبینی ،کف دستی که مو ندارد
حتی گفتن و فکرش پریشانم میکند
ولی به زیستش دارم
آدمی چه پیله،سازشی دارد
پاییز
از پنجرهی بسته
به درونِ من خزیده
و من
با برگهایی که از چشمم میافتند
به دنبالِ خاطرهای میگردم
که شاید
در کابینِ قطاری
که هرگز نرسید
جا مانده باشد...
دخترِ باران
با چترِ شکستهاش
در خوابِ من قدم میزند
و مردِ دود
در آینهای که گریه میکند
خودش...
تو
نه یک برگِ خشکیده از پاییز
که در مُشتم دندان قروچه کنی
و نه حتی
خاطرهای از دودِ غلیظِ قهوهخانههای قدیمی
تنباکو، رفیق!
تو، تو، تو
پادکست پخش نشده ای از ریهها هستی
صدایی خفه از سلولهای سرطانی که
در کُنجِ تاریکِ یک کافهی شلوغ
با ریتمِ «پلکیدن»های ناگزیر...
وقتی مدیر یک کارخانه تولید سیگار با علم به اینکه سیگار عامل سرطان است . همچنان سیگار تولید میکند و در معرض فروش میگذارد . آیا ما را دوست دارد و یا ... ؟
اتش سیگارنگاهت سلاخ من است
نه از ردباور روینه تنم
نه ازمیان انگشتانم که حلقههای اوهام دودرا میلغزاند
ایمان وام میگیرم
نه ازلبان مونتانای چروک هوس ات
سرپیکوی شرافت میشود یقین
که هیچ مسیرش نیست به شاهراه همراهی
دیگربه فندک و چوب سیگارت شکنجه ام نکن
نه این دود
از دودکش است
نه این روشنایی
از خانهای گرم؛
دودِ سیگار است و
سینهی سوختهی یک کارگر
در چهارفصلِ زمستان!...
متن آهنگ علی اصلانکش به نام فرشته منی
حرف دلم یه عمره که سنگین شده
نه علی نمیخواد تو رو غمگین کنه
یاد اون روز که تو بغلم گریه کردی
اما من بودم تو فکر نفر قبلی
همه دور و برم بودن
چقدر مغرور شدم
واسه جدایی از تو مجبور...
میدانم چه میکشی!
بگذار سیگارت را
روشن کنم چاپلین؛
قبول کن
از آسمانِ هنر
آفتابی گرم نمی شود،
بازی عوض شده است
بیا
عصا را به موسی
کلاه را به چرچیل
و سبیل را به هیتلر بازگردان
باید
برای فروشِ خندهی خودمان
نقشهای بکشیم
بیا از کفِ محتوای امروز شروع...
شیمبورسکا
راست می گوید
«هیچ چیز تغییر نکرده است
فقط تعداد آدم ها بیشتر شده است»
در کنارِ روتوش
و سندرومِ زبانِ بی قرار،
این روزها
کافه ی خودآگاهی را
با دودِ سیگارِ «به جهنّم» پُرکردن،
یک ارزشِ روشن به حساب می آید.
«آرمان پرناک»
می پرسد: شورت گره ای ...؟
تلخ می گویم:
کودک عشقم سال پیش مُرد.
می پرسد: آدامس ...؟
تلخ می گویم:
گذشته را می جوم، کافی است.
می پرسد: سیگار؟
چیزی نمی گویم.
آتش می زند و تلخ می گوید:
این تلخی را مهمانِ من باش.
روزم را با روشن کردن سیگارم آغاز می کنم و
شبم را
با خاموش کردن سیگار به پایان می رسانم.
باورم شده که زندگی
همین دود زیانباری ست
که به من لذت می بخشد.
■□■
شعر: ادریس علی
ترجمه: زانا کوردستانی
سادگی بَسه ،که عاشق تو بودم
منی که، دِلواپسم ،گاهی حَسودم
عَطر تو، اَلکل شده بویی نداره
رفتنت خاکسترِ ،این ته سیگاره
بدون با رفتنت، حِسِت رو کُشتم
خاطرات خوبتم ،با تو سوزوندم
نه دیگه ،چشمای تو، واسم قشنگ نیست
نه دیگه، قلبم واسه، اون روزا تنگ نیست
من دیگه...
دستفروش می پرسد:
شورت گره ای بچه ...؟
می گویم: کودک شادمانی ام
سال پیش مُرد.
می پرسد: آدامس خروس ...؟
می گویم: غصه هایم را
زیر دندانِ عمر می جوم.
می پرسد: سیگار ؟
می گویم: یکی آتش می زنم
شاید اندوهم را...
می گوید: مهمان من باش، و...
من همیشه آه می کشم ، در تنهایی سیگار .
حجت اله حبیبی