عشق در چشم شب عشق...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- عشق در چشم شب عشق...
عشق در چشم شب، ✍🏼
عشق آمد و دریا در رگ رویا بیدار شد
نام تو مثل پرندهای از پنجرهٔ روحم پر کشید
ماه روی شانههای خیابان نشست و به تو فکر کرد
در باغِ خیال من درختان با صدای تو شکوفه دادند
باد از میان موهای جهان گذشت و عطر تو را آورد
امشب در آینهی زیبای نگاهت گم شدم
ستارهها زیر قدمهای خیال تو لرزیدند
زمان در میان دستان گرم تو آرام گرفت
تمامِ پلهای جهان به سمت لبخندت کشیده شدند
قلبم میان کهکشانِ نفسهایت آتش گرفت
دلم هنوز در جستجوی ردّ قدمهای تو سرگردان است
برگرد که بیتو حتی رویاها راه خانه را گم میکنند
تو رفتهای و پرندهها معنی آسمان را از یاد بردهاند
بعد تو آسمان معنی بخشندگی را فراموش کرد
روز مرگی هایم را درون کیسه ی سیاه ریختم مبادا باد غم هایم را برایت،تعریف کند،