من هیچوقت حتی در رویاهایم پزشک...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن نوشته های فاطمه باخدا
- من هیچوقت حتی در رویاهایم پزشک...
من هیچوقت حتی در رویاهایم پزشک خوبی نمیشوم!
وقتی پسر بچهی چشم مشکیِ اتاق ۱۲۷ نفس های آخرش را میکشید، اشک هایم را پس میزدم، تپش های قلبم با هر نفسِ نصفه و نیمهی او، نامنظم تر میشد و همراه با پر کشیدنِ او، قلبِ من نیز از کار می افتاد...
زمانی که دخترِ نوجوان با امیدواری در چشم هایم خیره میشد و از روند درمان میپرسید ، علی رغم خبر داشتن از حالِ نابسامان او ، روحیه را در تک تک سلول هایش تزریق میکردم...
هنگامی که همسرِ بیمارِ دچارِ اختلال دو قطبی ، حال همسرش را میپرسید ، دهانم را از جملهی«اختلال دو قطبی هرگز درمان نمیشود» جمع میکردم و محکم میگفتم «به زودی به روال عادی برمیگردد»!
من هیچگاه پزشک خوبی نمیشدم
پزشک شدن کار انسان های قوی است...
نه کسانی که قلب های حساسشان با هر بیماری میلرزد و روح های پاکشان با هر مریض زخمی میشود...