خیال بوسه مدام با خودم فکر...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
5 امتیاز از 2 رای

|خیالِ بوسه|
مُدام با خودم فکر می‌کنم؛
اگر چند سالِ قبل دیده بودمَش، چه؟
اگر فقط چندسال زودتر،
به طور اتفاقی با او آشِنا می‌شدم،چه؟
آیا می‌شد که همه چیز تغییر کند؟
می‌شد که به جای یک نفر دیگر،
دل بِبندَد به من؟
چَشم بدوزَد به چَشمانم و آتش درونم را شعله وَر کند؟
حسرت حسرت حسرت..
با حسرتِ داشتنِ تو چه کنم؟
نکند دیوانه شدم!
با دیوانگی‌ام چه کنم؟
شاید هم تنها از دور قشنگ است؛
شاید من باید در همین حال و احوال،
در همین بُرهه از زندگی‌ام با او رو به رو می‌شدم..
شاید فقط باید با یکدیگر دوست بمانیم، دوستِ معمولی!
چقدر این "دوست معمولی" بودن، برایم دشوار است ..
تکلیفِ خودت را نمیدانی!
یا هستی یا نیستی!
میدانی مشکل چیست؟
مشکل این است که برای من هیچ حدِ واسطی وجود ندارد،
یا صفر است یا صد!
یا سیاهِ مُطلق یا سفید!
حد واسط بودن، زَجرم میدهد،
ذرّه ذرّه آب می‌شوم زیرِ سنگینیِ این رَنج.
اگر قرار بر این بود که مرا نخواهد ،
پس چرا با او آشِنا شدم؟
چرا مهرَش به این دلِ لامذهب افتاد؟
ای وایِ من!
حال با این قلبِ آشفته چه کنم؟
من با این تنِ بی‌جان چه کنم؟
راستی او می‌داند که دوستَش دارم؟
می‌فهمد که طورِ دیگری نگاهَش میکنم؟
اگر فاش شود این رازِ من، چه؟
اگر آشکار گردد نهانِ من، چه؟
چه بر سر من می آید؟
آخ دلِ بیچاره‌ام..
من در خیالِ بوسه ی تو صد بار جان می‌دهم..
تو چه؟
تو در خیالِ چه کسی سر بر بالین می‌گذاری؟

🪽پروانه امیری
ZibaMatn.IR
🪽هَمزادِ من (پروانه)
ارسال شده توسط
ارسال متن