رودخانه ی خیالم خسته از پیچ وتاب بر شاخه های آویزان شب، که از شانه ی ماه به درخت وستاره مهر بانی را بغل بگیرد تا در چشم خروشان جنگل کاج وبلوط گذرکند
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.