رسم رفاقت گفتی به رسم...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- رسم رفاقت گفتی به رسم...
رسم رفاقت، ✍🏼
گفتی به رسم عاشقی امشب بیا مهمان من
گفتم نمیدانی مگر تو ماه کنعان منی
گفتی که دلتنگم بیـا ای منتهی عاشقی
گفتم کنارت هستم و هموارہ در جان منی
گفتی نمانـدہ در دلم شور دگر از عاشقی
گفتم اگر لیلی شوم،مجنون دوران منی
گفتی نمانده خاطری افسرده و نالان شدم
گفتم زلیخایت منم دارو و درمان منی
گفتی مرا بـا بوسه ای از عشق مهمان میکنی
گفتم همیشه یک بغل از بوسه مهمان منی
گفتی که دیگر بعدتو نوری ندارد محفلم
گفتم که شمع روشن هر جمع پنهان منی
گفتی بمان با رفتنت مشکن تو پیوند مرا
گفتم که اندر عاشقی هم عهد و پیمان منی
گفتی که عکست ماندہ در چشمان خیسم تا ابد
گفتم که هرشب تا سحر در اشک چشمان منی
گفتی برایت یک غـزل گویم به رسم عاشقی
گفتم که خود در شاعری تک بیت دیوان منی
گفتی که دارم میروم از بعد تو دلخون شدم
گفتم کجا ای بی وفا تو ماه تابان منی
گفتی که هجرت پیر کرد این عاشق افسرده را
گفتم فدایت جان من تو خط پایان منی