لعنتی تو از کجای خیالم خبر داری مانند پیچکی در پنهان ترین گوشه ی قلبم خزیده و خیال بیرون آمدن هم نداری سال هاست مستاجر بدون اجازه، دربست گرفته ای همه روح و روانم را
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.