دو لب هایت چو گیلاس رسیده...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

دو لب‌هایت چو گیلاسِ رسیده
دو چشمانت چو آهویِ رمیده

به چشمانت نگاهی کرده‌ام من
که بر جانم بسی آتش کشیده

چو می‌خندی شود روشن جهانم
از این لب‌هایِ شیرینِ گزیده

تو آن گل‌واژه‌یِ نابی که هر دم
به روحِ خسته‌ام رنگی دمیده

اگر پنهان شوی از دیدِ چشمم
نباشد جز غمت چیزی به سینه

من از شهرِ دلِ دیوانه‌ام باز
به کویِ تو به صد زاری رسیده

گمان کردم که در آغوشِ یارم
به پایان آمده شعر و قصیده

ولی حیف از زمانِ رفته‌ام که
به پایِ این هوس‌ها پر کشیده

تویی آن آرزویِ کهنه در دل
که با نامت خوشی‌ام سر کشیده

بیا برگرد و دوری را رها کن
که چون مرغِ قفس گَشتم خمیده

صدیقه جُر
ZibaMatn.IR
 _Sahel tanha
ارسال شده توسط
ارسال متن