صبح آهسته از پشت پرده ی...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- صبح آهسته از پشت پرده ی...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
صبح،
آهسته از پشتِ پردهی مه
سر بر شانهی باغ گذاشت.
شبنم،
چون دانههای الماس
بر گیسوانِ سبزِ علفها میدرخشید
و جویبار،
با صدای زلالِ خویش
قصهی بیداریِ گلها را میخواند.
پروانهای رنگین،
نامهای از آفتاب
بر بالهای خویش داشت
و نسیم،
آن را از شاخهای به شاخهای دیگر
میرساند.
درختان،
دستهای سبزشان را
به سوی روشنایی گشوده بودند
و جهان،
در نخستین لبخندِ خورشید
چنان مینمود
که گویی عشق،
دوباره متولد شده است.
صدیقه جُر
ZibaMatn.IR