تنم دوباره بهار را فهمید چند...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

«تنم دوباره بهار را فهمید»

چند روزی‌ست
آینه
با من
مهربان‌تر شده است؛

نه اینکه
اندوه
از خانه‌ام رفته باشد،
نه،

فقط
یک‌جورِ آرامی
در استخوان‌هایم
جوانه زده است.

مثلاً
صبح‌ها
موهایم را
با حوصله‌تر می‌بافم،

رژِ لبم را
بی‌دلیل
کمی پررنگ‌تر می‌زنم،

و گاهی
بی‌آنکه کسی باشد
برای پنجره
لبخند می‌زنم.

انگار
تنم
دوباره
بهار را فهمیده است؛

بهارِ زنی
که یادش آمده
زیبایی
گاهی
فقط
زنده ماندنِ دل است.

و چه کسی گفته
شکوفه
حتماً
باید
روی شاخه‌ها بروید؟

گاهی
در قلبِ زنی‌ست
که دوباره
دلش می‌خواهد
زندگی را
آهسته
ببوسد.🩷

طناز ماجولانی
ZibaMatn.IR
طناز ماجولانی
ارسال شده توسط
ارسال متن