از سردیِ روزگار، شدم خاکسترئ فسرده ظاهرم تاریک و درونم سخت آشفته در انتظارِ نسیمِ یار، که بگذرد زِ کنارم آهسته گرچه میدانم، دل ندارد هرگز به بنده
عکس نوشته از سردی روزگار شدم خاکسترئ فسرده...
این متن را با دوستان خود به اشتراک بگذارید.