عصر از پلک یک ماهی روی...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار صدیقه جُر
- عصر از پلک یک ماهی روی...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
عصر از پلکِ یک ماهیِ
روی میزِ جهان افتاده است،
من نامِ تو را در جیبِ ابرها
پنهان میکنم تا باران، فقط
در آسمان ما ببارد.
پرندهای از پوست درخت انار بیرون میآید، دورِ موهایت میچرخد،
و زمان مثل اسبی شیشهای
در آینه چشمانت میتازد.
تو میخندی و ناگهان
تمامِ ساعتهای شهر
به گلهای وحشی
تبدیل میشوند.
عشق شاید همین باشد؛
که عصر، از پنجره عبور کند
و جهان برای چند لحظه
شبیهِ رؤیای دیدن تو شود.
صدیقه جُر
ZibaMatn.IR