شبگیر دیگر نه شمیم شب بو...
زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه
- خانه
- متن ها
- متن اشعار علی پورزارع
- شبگیر دیگر نه شمیم شب بو...
امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای
«شبگیر»
دیگر نه شمیم شببو
مستکننده است،
و نه بوی یاس
گیرایی دارد؛
نه بوی باران تازه
تازگی دارد.
آسمان تیره،
خیابانها
خالی از خیال خوش؛
مردمان دژم،
مردها خمود،
زنها خموش.
شغادها سرمست
از صدای شغالها؛
نه رندی و نه عیاری،
نه صوفی و نه قلندری،
نه سبویی و نه جامی.
پسرکی زیبا،
در پی تکهنانی
در دورریزها؛
دخترکی مهرو،
همچون بید مجنون،
میلرزد
از سرما.
پیرمردی ژندهپوش،
مهربان،
دلش چون آفتاب،
نان خشک را
میزند در آب؛
دستهایش پینهبسته،
در بیکسی خود،
زیر سروی خشکیده
نشسته.
زاهد پشمینهپوش،
محتسب را
درس سالوسی میدهد.
مادری رنجدیده،
اما
در کنار جوی آب،
به دنبال آبرو
میگردد.
علی پورزارع «هیچ»
ZibaMatn.IR