ساکت تر از ستیغ شانه های...

زیبا متن: مرجع متن های زیبا کوتاه

امتیاز دهید
0 امتیاز از 0 رای

[ساکت‌تر از ستیغ شانه‌های شب]
اگر عشق، به وصل نینجامد،
من در میانه‌ی راه نخواهم ایستاد
بلکه خودِ راهِ خواهم شد،
چشم‌انتظاری‌ام
به قلب زمان و زمانه
لهیب خواهد زد
و با تمام زخم‌هایم،
به یادِ تو، در هم می‌پیچم...

ای رازِ سر به موم،
من با گام‌های بی‌وقفه،
بر خاکِ غربت‌های دورم،
اگر که تو سرمنزل مقصودم باشی!

من رودخانه‌ای هستم
که هرگز از خروش نمی‌ایستد؛
با تمام شکستگی‌هایم،
با تمام تاریکی‌هایم،
نه برای رسیدن...
نه با هیچ صدا و فریادی...
بلکه با تمامِ وجودم،
به سوی تو می‌آیم
و تنها با آرامش و سکوتِ احساساتم،
در کنار تو، به پایان می‌رسم...



شاعر: دریا هورامی
مترجم: زانا کوردستانی

ZibaMatn.IR
زانا کوردستانی
ارسال شده توسط
ارسال متن